
|
قدرت معنوی نهان در درون انسان
نویسنده :دکتر جوزف مورفی مترجم و ادیتور: رحیم الله حبیبی بخش چهارم وظیفه دوگانه مغز همه انسانها یک قشر بهم فشرده وبهم پیوسته دارند که بنام مغز یاد میگردد اما علیرغم این بهم پیوستگی ان ، مغز دو وظیفه متفاوت را به پیش میبرد که اکثرا در کتب مختلف انرا بنام دماغ اکبر و دماغ اصغر خوانده اند. قسمت جلوی یا قسمت عقبی ، این دو قسمت مغز هرکدام وظایف جداگانه را به پیش میبرند. علما نام های زیادی را به این دوگانگی مغز مسما نموده اند . مفز اگاه مغز نا اگاه مغز بیدار مغز خوابیده مفز سطحی مغز عمقی مغز داوطلب مغز اجباری مغز مذکر مغز مونث مغز منطقی مغز غیر منطقی این نام ها فقط یک معنی را بما انتباه میدهد که همان دوگانگی وظایف مغز است اما درین کتاب من انرا بنام شعور نا اگاه مینامم. شعور اگاه و شعور نا اگاه برای شناخت بهتر و تشخیص بسیار ساده این دو بخش مغز به مثالهای زیرین توجه نمایید شما به وظیفه یک باغبان نگاه کنید که در فصل بهار تخم های مطلوب خویشرا در زمین میکارد ، قدر مسلم اینست که اگر گل بکارد انگور بدست نخواهد اورد و اگر انگور بکارد گندم را درو نخواهد کرد ، او هر انچه بکارد همان را حاصل میگیرد و ضرب ا لمثلی معروفی داریم که گفته اند گندم از گندم بروید جو زجو . تنها کاشتن تخم هم کافی نبوده ، باغبان ناگذیر است که به خیشاوه علف های هرزه بپردازد و در زمان معین بخاک کامپاست دهد تا قوتمند شودو در زمان معین انرا ابیاری کند و همین مثال بصورت کل قابلیت انتباقی را در درون مغز انسانها دارد . شما فکر کنید که خود یک باغبان هستید و در درون مغز خود افکار متنوع را تزریق میکنید . این عمل در درون انسانهای عادی و غیر اگاه به این مسایل ، بصورت نا اگاهانه انجام میپذیرد ، و پاسخ مغز نا اگاه شما چه خواهد بود ، مسلما همان افکار را که شما به ان داده اید دوباره بشما بر میگرداند چون او قدرت تحلیل و تجزیه انرا ندارد . مغز شما هم کاملا حیثیت همان زمینی را دارد که چه به او کاشته اید ، اگر علف هرزه را کاشتید همان خواهد رویید و اگر گل کاشتید همان خواهد رویید . عصاره و تراویده هر فکر دلیل دارد ، هر تفکر زاده برهان و یک شرایط معین است اما اگر این حرکات انسانها اگاه و علمی باشد نتیجه ان بسیار عالی است چون اکثریت مردمان جهان بدن انباشت های علمی و یا اگاهی فکر میکنند و بعد در اثر همان فکر درست و یا غلط خویش نتیجه بدست میاورند . این کتاب بشما میاموزاند که چگونه از فکر خود کار بگیرید و چگونه بر ان مسلط شوید که فکر شما در اختیار شما باشد .اگر شما برای مغز خویش ایده های قهرمان شدن ، خوشبختی ، سعادت ، پیشرفت و شخصیت شدن را دادید و یا هر انچه در زنده گی برای شما مطلوب است ، مغز نا اگاه شما مطابق همان دستور داد ه شده عمل میکند . اگر شما توانستید که بر مغز خویش مسلط شوید ، شما هر انچه را که خواسته باشید بران موفق خواهید شد ، مغز نا اگاه همانند اسپ گادی است که به هدایت ، رهنمایی و قمچین شما ضرورت دارد ، چون او از خود ابتکاری ندارد ، وظیفه او اینست که مطابق هدایت شما عمل کند ، او افکار شما را تحلیل و تجزیه کرده نمیتواند او همه انچه را که شما به او میدهید بحیث حقیقت میپذیرد ودوباره مغز بیدار و یا اگاه شما را به اجرای ان وا میدارد . زمانی مغز شما کار درست را انجام میدهد که شما حقیقت را به ان بدهید هر زمانیکه چنین شد مغز بشما هم اهنگی ، تفاهم و همکاری را پیشکش میکند، اینجاست که قدرت معجزه یی مغزخویشرا درک خواهید کرد ، یعنی زمانیکه برای مغز همکاری را پیشنهاد کنید ، قدرت همکاری در شما بوجود میاید و اگر خوشبختی را به ان پیشنهاد کردید شمارا به همه قضایا خوشبین میسازد ، معنی این امر اینست که کنترول مغز شما بدست خود شما است ، این کنترول کردن مغز خود یک تمرین و ممارثت طولانی است که شما با اگاهی ازین فن میتوانید انرا در طول چند ماه محدود به انجام برسانید ، هر زمانیکه شما بر مغز خویش حاکم شدید شما یکی از پر قدرترین مرد دنیا خواهید بود و تمامی خوبی ها و موفقیت ها بشما رجوع میکند و انزمان است که مغز شما پوتانسیل انرا مطلقا پیدا میکند که همه پرابلم هارا به بسیار ساده گی حل نماید . به اطراف خود نگاه کنید ، بطرزیکه شما زنده گی میکنید ، انچه شما را احاطه کرده است همه در حقیقت وجود خارجی دارند بدینمعنی که همه چیز که در تصور شما است همه اش زاده این محیط بوده و وجود دارند ، پس در جامعه هر انچه که است این مربوط به اینست که شما کدام بخش انرا انتخاب میکنید مثلا بعضی ها فکر میکنند که سر تاسر جامعه پرابلم است ، افسرده گی است ، پریشانی است ، پراگنده گی است و اینها خلاف میل شما است و شخص ازین حالت رنج میبرد ، در حالیکه این پدیده ها همه جز حقیقت هاست در جامعه همه پدیده ها وجود دارد و باید هم باشد و جامعه بدون انها و دیگرپدیده ها نمیتواند وجود داشته باشد وانانیکه بخش پرابلم ها از ان خود میکنند وخود را در برابر انبوه از پرابلم قرار میدهد واین تراکم ثقالت وزنین را بر شانه های شما گذاشته و شما در برابر انها عاجز میسازد و اینجاست که شخص میگوید که با اینهمه مشکلات نمیتوان مبارزه کرد این تیپ افراد همه انچه را که می بینند پرابلم است ، این نوع محاسبات از ریشه و بنیاد غلط است که نمیتوان در برابر اینهمه پرابلم ها راه حل دریافت و هر از گاهیکه در برابر ان عاجز شدید راه افول بد بختی ، سیه روزی و افسرده گی برای شما تمهید میگردد و انجاست که شما ادم عاجز بیچاره و افسرده یی خواهد بودید که جز بد بختی در فراسو ندارید . پرنسیپ مغز شما اینست که خود را در برابر هیچ پدیده داخلی و خارجی نا توان فکر نکنید ، اولین قدمه ناکامی شما ، نتوانستن است ، از همان لحظه که فکر کردید که نمیتوانید این طرز تفکر شما را مغز بحیث یک حقیقت می پذیرد و دوباره بشما حکم میدهد که اجرا کرده نمیتوانید و بر عکس اگر گفتید که اجرا میکنید مغز شما بشما حکم اجرای انرا میدهد و در پهلوی ان قدرت و توانمندی اجرای انرا داده ، راه و فن اجرای انرا بشما میاموزاند . اگر شما راز همکاری و یا عکس العمل متقابل بین شعور اگاه و شعور نااگاه را دریافتید ، انگاه قابلیت انرا در خواهید یافت که تمامی زوایای زنده گی تانرا در کنترول خود داشته و بر تمامی عرصه ها حاکم باشید و این در حقیقت اولین قدمه در تغیر دادن زنده گی است . بسیاری از مردم و اقشار مختلف جامعه در صدد انند که وضعیت نا مطلوب زنده گی خویشرا تغیر دهند بدون انکه به دلایل زایش این عوامل مراجعه و شرایط تکوین انرا بمطالعه بگیرند و این نا ممکن است که وضعیت نامطلوب را تغیر دهید مگر انکه شرایط و یا براهین رشد و نمواینهمه را بدانید ، درک دلایل از همه مهمتر است ما بایست عوامل و پدیده های که مغز ما را متضررساخته انرا درک و کشف نمایم تا بعدا بمعالجه ان بپردازیم . ما در حقیقت در بحر بیکران سرمایه که در درون خود ماست زنده گی میکنیم ، این بحر بیکران همان شعور نا اگاه است اما این شعور نا اگاه خود حرکت و انسیاتیف ندارد این حرکت در اختیار شعور اگاه است واین شعور اگاه است که به او ایدیا میدهد، شعور نا اگاه در برابر شعور اگاه مسول است و هرانچه به او حکم میکند اورا اجرا میکند چون او خود قدرت تحلیل را ندارد ، حرکت شعور اگاه شما باعث رشد و تکامل شعور غیر بیدارشما شده وبااینترتیب قدرت بزرگ حیاتی عقل و خرد و توانایی را به او اهدا میکند و اورا انرژی داده تقویت میکند اگر این هدایت بصورت معقول اجرا شود نتیجه ان کاملا مثبت و با دستاورد های بزرگ بوده و اگر این هدایت ناقص ، منفی و غیر منطقی باشد ، نتیجه اش ناقص ، منفی و غیر منطقی میباشد .
ادامه دارد
قدرت معنوی نهان در درون انسان
نویسنده :دکتر جوزف مورفی مترجم و ادیتور: رحیم الله حبیبی قسمت سوم
پرنسیپل های اساسی در شعور و کشف شعور تحتانی : اگر شما میخواهید در تمامی عرصه ها ی زنده گی موفق باشید ، لذا به قدمه های اساسی زیرین توجه نموده از ان در زنده گی روزانه خویش استفاده ببرید . من به یک سلسله اساسات و پرنسیپ های استشاره میکنم که جهانی و قبول شده است و این پرنسیپ به یک امر اجتناب ناپذیر تبدیل شده است : ما زمانی در همه امور و یا اهداف خویش موفق خواهیم بود که پرنسیپل های و اساسات ان کار را بیاموزیم و این اموزش فقط در اثر تجربه بدست میاید و زمانیکه از کار اموخته شده خویش تجربه مثبت را بدست اوردیم انرا بایست بحیث پرنسیپ بپذیریم و به دیگران هم توصیه نمایم .
برای چندین سال در عرصه اموزش کیمیا مصروف شدم اولین اموزه های من ازین علم چنین بود .
اگر 2 اتم هایدروجن را با 1 اتم اوکسیجن یکجا کنیم ، در نتیجه اب بدست میاید . اگر 1 اتم اوکسیجن را با 1 اتم کاربن یکجا کنید ، در نتیجه گاز کاربن مونو اکسید بدست میاید که یک گاز ضد حیاتی و کشنده میباشد . اگر 1 اتم اوکسیجن را بر عکس با 2 اتم کاربن یکجا کنید در نتیجه کاربن دی اوکساید بدست میاید که یک گاز بیضررو حیاتی برای نباتات میباشد این پرنسیپل های پذیرفته شده جهانی است که در اثر سالها تحقیاقات علمی علما ان رشته بدست امده و امروز و برای اینده لایتناهی قابل استفاده است ، اینها بنام پرنسیپ ها یاد میشوند یعنی با اجرای این پرنسیپ ها میتوان اب را ساخت ، کاربن و کاربن دی اوکساید را ساخت . پرنسیپ های قبول شده کیمیا ، فزیک. در مجموع ساینس تغیری چندانی با پرنسیپ های شعور انسانها ندارد ، اگر شما میخواهید در عرصه کیمیا کار کنید شما نا گذیرید که این پرنسیپل ها فرا گرفته و انرا رعایت کنید ، در غیر ان به انجام عملیه کیمیاوی موفق نخواهید شد ، این بدان معنی است که شعور تحتانی شما هم دارایی پرنسیپ های معینی است که بایست انرا اموخت . اب همیش لیبل خویشرا دارد ، اگر در هر طرفی بریزید خود را لیبل میسازد ، از اثر این لیبل سازی اب بود که علما به کشف اب ترازو رسیدند و امروز تعمیرات و بلند منزل های دنیا از برکت این کشف است . مثال دیگر: هر شی که حرارت داده شود متوسع میشود ، این یک حقیقت است که در همه جا در هر گوشه دنیا و در هر شرایط قابلیت تحقق را دارد . اگر شما یک قطعه فولاد را حرارت دهید ، قطعا متوسع میشود فرقی ندارد که این قطعه فولاد در انگلند باشد یا جرمنی در امریکا باشد یا افغانستان . کسانیکه به سپورت زیبایی اندام اشتغال دارند از همین فورمول استفاده میبرند انها با بلند کردن وزنها چنان عضلات را گرم میکنند که در نتیجه عضلات توسع یافته بزرگتر میشوند . پس میتوان اذهان کرد که هر شی در تحت حرارت معین توسعه میابد ، این حقیقت پذیرفته شده جهانی است . حقیقت این مسله در تفکر انسان چگونه بایست سراغ گردد یعنی هر قدر بروی مغز فشار مکرر اورده شود همان قدر مغز توسعه میابد فکر انسانها نیز خارج ازین اساسات نیست . مثال دیگر : نور از یک نقطه اغاز به پرتویدن میکند و هر قدر از محراق دورتر میشود ساحات بیشتری را احتوا اما روشنی و درجه حرارت ان کمتر میشود ، این مثال بما چنین انتباه میدهد که تصمیم گیری از محراق اغاز میگردد و بعد انرا میتوان به مراکزی دیگری انتقال داد ، اگر یکبار مغز شما ایده های دا ده شده شمارا می پذیرد و بعدا انچه را که شما به ان داده اید انرا به کرات اجرا میدارد بدون انکه به موانع برخورد . شما نمیتوانید که این پرنسیپ ها را تغیر دهید ، بلکه سعی کنید که انها را کشف نموده در زنده گی روتین از ان استفاده ببرید ، این پرنسیپ ها بر مجموع کایینات حکمفرما است و تمام یونیورس بر مبنای پرنسیپل ها در حرکت است که همان حرکت مبدا است اولین مبدا اتوم است شعور خود پرنسیپ است و بدون پرنسیپ او انسان به مشکلات فراوان مواجه میگردد دو نظر و دو عقیده وجود دارد که در ماهیت امر هردو انعکاس دهنده یک حقیقت است که شعور را تعریف کرده اند . درک واحساس غیر دینی و درک و احساس دینی
از نظر دینی از نظر غیر دینی شعور شعور ابژکتیف روح شعور سوبژکتیف جسم جسم علمای ایدیالیست و علمای ماتریالیست روی این سه مسله اختلافات خودرا ارند که موضوع مورد بحث این کتاب نیست ولی انچه را که من بدان اشاره میکنم که قانون زنده گی یک مسلمان باور بخدا است ووقتیکه بخدا باور دارد بایست به سه مسله که دین بدان اشاره کرده باور داشته و زنده گی خویشرا از همین منظر بایست عیار سازد و این باور و اعتقار پایه و شالوده زنده گی یک مسلمان را میسازد و او را در مسیر درست بحرکت در میاورد . ما گفتیم که همه پدیده ها در یک قانون زنده گی میکنند و هیچ پدیده از اتم تا کایینات از این قانون خارج نیستند ولی فهم این قانون است که را درست زنده گی کردن را بما میاموزاند یکی از پرنسیپ های این قانون در انست که بهر کاری که مبادرت می ورزی بایست بدان باور داشته باشی ، باور پایه اصلی زنده گی است ، اگر اعتقاد نداشتی انرا بهیچ وجه انجام داده نمیتوانی اگر انجام دادی موفقیت ان یا ناکامی ان کاملا تصادفی است پس باور را در درون خویش ایجاد کنیم و چنان بر مغز فشار اوریم و چنان فشار های مضاعف که بلاخره مغز انرا بحیث یک حقیقت بپذیرد و دوباره انرا بما حکم دهد . تمامی حرکات ، اعمال ، تجارب ، علم ، نو اوری ، ناکامی ، موفقیت ، پریشانی ، خوشبختی ، پیشرفت ، کندکاری و همه انچه که در اطراف شما در جریان است همه مسول تفکر شما بوده این شما هستید که بدبختی را خلق میکنید . این شما هستید که که خود را موفق میسازید و یا نا کام میسازید، هیچکس توانایی انرا ندارد که شما را عقیم ، ناتوان و ناامید بسازد مگر که خود تان چنین کاری را انجام دهید یعنی انچه که انجام میابد مطابق تفکر شما است ، انچه که می اندیشی انرا بدست میاوری اگر به کدر و تاریکی به اندیشی نگران و خسته میباشی و اگر به روشنایی و سعادت به اندیشی خوش و سر حال میباشی ، اگر نسبت به کسی بدبینانه به اندیشی همیشه اور ا بد بین میباشی ، اگر نسبت به او خوشبینانه به اندیشی اورا دوست میداشته باشی ، اگر به موفقیت به اندیشی همیشه موفق میباشی اگر به ناکامی به اندیشی ناکام میشوی یعنی اینکه اگر شما به شعور تحتانی خویش خوشی را انتقال دهید خوشی برایتان میاید و اگر دشمنی و خصومت را را انتقال دهی برای شما ارمغان جز دشمنی و کدورت نیست ، انچه که در زنده گی روتین شما انجام میشود نتیجه تفکر شما است لذا تصمیم بر شماست که از همین اکنون اندیشدن غلط ، شیطانی و غیر انسانی را متوقف سازید و درست اندیشیدن شما بطرف بالا ، بطرف خدا و بسوی خوشبختی ها رهنمون میشود . همه انانیکه این کتاب را مطالعه میکنند و پرنسیپ های این کتاب را در زنده گی روزمره خویش تطبیق میکند در نتیجه فابلیت درست اندیشیدن و راز موفقیت در زنده گی را بدست میاورند و اینها از جمله کسانی خواهد بود که نتنها خود بلکه دیگران را هم کمک کرده میتوانید عبادت شما نسبت به قوانین پذیرفته شده جهانی نتیجه میدهد چون در عبادت شما بخوبی ها می اندیشید ( اگر به اندیشید ) چون وظیفه شعور انعکاس مجددانست ، ادامه دارد
قدرت معنوی نهان در درون انسان
نویسنده :دکتر جوزف مورفی مترجم و ادیتور: رحیم الله حبیبی قسمت دوم
مطالعه متون و جزییات این کتاب شما را بحیث یک شخصیت معتبرو گشاده نگر در جامعه ببار میاورد ، این قدرت بی پایان و بی انتها شعور که در درون شما وجود دارد ، چیز ها و عجایباتی را بشما افشا میکند که هنوز بر انها واقف نبوده اید ، شما به ایده های جدید و تفکر جدید دسترسی خواهید یافت ، به کشفیات جدیدی دست خواهید یافت ، شما را خلاق ، ایجادگر ، با شهامت و پیشداور میسازد ، این قدرت بی پایان عقلانی بشما اراده عجیب بحدی دنیای جدید خواهد داد ، ایا میخواهید که به این قدرت جدید که در درون خودتان است دسترسی پیدا کنید ، بگذارید که این قدرت خویشتنرا برای تان افشا کند ، راه درست و مسیر درست زنده گی را برای تان رهنمون شود . بوسیله این قدرت عقلانی میتوانید پارتنری خوبی در عرصه تجارت دریابید ، این قدرت بشما می فهماند که چگونه پول مورد ضرورت خود را دریابید ، تفکر ازاد ووسیع در تجارت و بازرگانی ارزوی بسیاری ها است ، شما این قدرت نهان را در درون خویش دارید ، این حق مسلم شماست که این دنیای باطنی از ذهن را کشف کنید و این قدرت باطنی که در شما غیر قابل استفاده مانده ، میتواند راه حل پرابلم های زنده گی تانرا دریابد و دلایل خلق پرابلم ها را کشف و خنثی کند . اگر یکبار شما فرا گرفتید که این قدرت نهان شده خود را افشا کنید ، شما در حقیقت صاحب ملکیت قدرت و عقل باطنی شده و بطرف ازادی ، حاکمیت وسرور دست خواهید یافت . من قدرت این شعور باطنی را مشاهده کرده ام که انسانها را از وضعیت مفلوج نجات داده است ، انها را کامل ساخته است ، این شعور تحتانی انها را چنان نیروند ساخته تا توانسته اند از دنیا بزرگ خوشی ها لذت ببرند ، بکمک این شعور تحتانی شما میتوانید از بسیار جنجالهای زنده گی نجات یابید و شما حاکم اصلی بر زنده گی خود باشید این قوای کتمان شده ، قدرت انرا دارد که زندان تفکر شما را بروی دنیا ازاد باز کند و شما را از تمامی حصار های بسته نجات دهد . خزانه که درون انسانها است: هرکس خزانه بزرگی در درون خویش دارد که برایش قابل دسترسی است ، اما برای حصول کامل ان ، نیاز به ان دارید که چشمان معنوی خویشرا باز و به این انبار بنگرید و به ان خزانه بزرگ دسترسی یابید این خزانه را همگان در درون خویش دارد ولی مهم انست که چگونه درب این خزانه را باز نمایید اکثریت مردم به این قوت معنوی که در داخل خودشان هست یا دسترسی پیدا نه کرده اند یا به قوت واقف نیستند یا بدان باور ندارند ، در حالیکه این قوت بی پایان معنوی را همه گان دارا است ، پیرو جوان ، فقیر و دارا ، کافر و مسلمان ، دیندار و بی دین . یک تجربه :
یک پارچه اهن مقناطیسی شده قدرت انرا دارد ، اهن ده برابر وزن خویشرا از زمین بر دارد در حالیکه همان اهن غیر مقتاطیسی ، توانایی برداشتن یک اهن به وزن یک پر مرغ را هم ندارد . با تمسک با این مثال صریحا میتوان گفت که دو نوع انسانهاو جوددارد ، انسانهای به قدرت اهن مقناطیسی شده و انسانهای غیر مقناطیسی شده ، انانیکه مگنیتایز شده اند ، دارایی قوت و باورمند به زنده گی بوده . انها باور بدین دارند که تولد شده اند که موفق بوده پیروز باشند ، ولی کسانی دیگری هستند که دی مگنتایز هستند ، انها در زنده گی همیشه مشکوک، بی باور . در حالت جبن و ترس قرار دارند ، چنانچه زمانیکه به این عناصر فرصت های دست دهد ، اینها چنین اذهان میکنند که ممکن است نا کام شوم ، ممکن است پول خویشرا از دست دهم ، مردم بر من خواهند خندید ، مردم ازین قماش در زنده گی به هیچگونه موفقیت دست نخواهد یافت و راه طولانی را نخواهند پیمود با اینترتیب این چنین افراد در همان نقطه اولی خواهند باقی ماند گمان کنید شخصی از شما، راز بوجود امدن تخم مرغ را بپرسد ، چه جوابی خواهید داشت ؟ انرژی اتمی ، خلق شده یی کایینات دیگر یا همان نقطه سیاه درون تخم مرغ ؟ در حالیکه یکی ازین پاسخ ها نمیتواند باشد ، پس سکریت یا راز نهان بوجود امدن تخم مرغ چه خواهد بود ، چگونه این عمل انجام شده است ؟ پاسخ ان بسیار ساده است همان قدرت ، انرژی و معجزه است که در تمام پدیده های کایینات وجود دارد همان شعور یا انرژی است که هستی را تکوین داده است که در درون تخم مرغ هم وجود دارد که در شرایط معین رشد و نمو کرده و بوجود امده است ، این قدرت در تمام کاینات پراگنده است ، وجود دارد اما قابل دید نیست که برای کشف و رویت ان چشم و یا خرد معنوی وجود دارد که به کشف ان بایست بپردازد . قدرت شعور خوابیده یا نهانی : هر زمانیکه شما این فهم و اگاهی را دریافتید که چگونه از ان قدرت نهانی شعور خویش استفاده ببرید ، انوقت است که شما به یقین کامل میتوانید ، به زنده گی خویش تکانه داده ، ثروت ، صحت ، خوشی و سعادت را از ان خود نمایید . شما نیازمند حصول این قدرت نیستید ، چون او را در درون خویش دارید ، انچه که شما نیاز دارید اینست که به این قدرت مستولی و انرا رام خویش سازید ، و این زمانی امکان پذیر است که شما فن رام کردن را بیاموزید و بعدا تغیرات شگرفی را در زنده گی خویش وارد سازید اگر شما تکنیک ها ، روش و میتود های را که درین کتاب بقدر کافی روشنی انداخته شده است بیاموزید و انرا در عملکرد های روزانه خویش میعار قرار دهید ، اولین قدمه های است که شما به ان سرچشمه سرشار ازان خزانه درونی رهمنمون میشود و با اینترتیب با اموزش این تکنیک ها شما خود منبع الهام خویش شده خود را به طرف سعادت رهنمون میشوید ، زمانیکه در درون شما الهام بوجود امد ، انگیزه خلق میگردد و انگیزه تغیر را ببار میاورد . دردردن شعور ناخود اگاه یا شعور خوابیده یا کتمان شده ، هر انچه که شما انرا خطاب میکنید که در حقیقت همان شعور بزرگ یا قدرت بزرگ معنوی است ، عقل و خرد بی انتهایی خوابیده است که هر ان انتطار شما را میکشد .این قدرت شما را گشاده نگر و ادم قابل پذیرش میسازد، ذکاوت که در شعور تحتانی شما وجود دارد ، همه انچه را بشما اشکار میسازد که شما بدانها نیاز دارید وان نیازمندیهایست که شما در طول دوران زنده گی بدانها احتیاج دارید و با انتباه از انها شما به تفکر و عقاید جدید دسترسی پیدا میکنید و به ابداعات و اکتشافات جدید در زنده گی دست خواهید یافت ، ایده های جدیدی را بشما خلق میکند ، شما را به اگاهی و فهم جدید میرساند ، شما قادر بدان هستید که به این قدرت دست یابید . از طریق شعور تحتانی شما میتوانید رفیق ایدیال خویشرا دریابید و یا شریک بازرگانی خویشرا تشخیص دهید ، این شعور بشما انتباه میدهد که چگونه پول مورد ضرورت خویشرا دریابید این شعور بشما انتباه میدهد که چگونه به ارزوی قلبی خویش برسید .این حق طبیعی شماست که قدرت تفکر خویش را، احساس، محبت و زیبایی های انرا درک کنید ، گرچند این قدرت را دیده نمیتوانید اما این قدرت در درون و تفکر شما وجود دارد و راه حل است برای مشکلات شما اگر شما اموختید که ازان چگونه استفاده ببرید انوقت است که شما به دنیای از تفکر جدید دست خواهید یافت این همان قدرتی است که بشما صلاحیت ، قدرت و تسلط در همه امور را میدهد . این قدرت توانایی انرا دارد که انسانرا از حالت مفلوج نجات دهد ، انسانرا نیرومند سازد و استطاعت تفکر را بشما دهد و بشما این اراده را دهد تا هر مورد را خواسته باشید مورد ازمایش قرار دهید و این چنان قدرتی است شمارا از تمامی مشکلات و پرایلم های زنده گی تان نجات میدهد و میتواند قفل درب زندان تفکر را برویتان باز کند . ادامه دارد .
قدرت معنوی نهان در درون انسان
نویسنده :دکتر جوزف مورفی مترجم و ادیتور: رحیم الله حبیبی مقدمه مترجم کتابی را که اکنون بمطالعه میگیرید ، بوسیله دکتر جوزف مورفی سایکلوژیست ، روانشناس و نویسنده معروف امریکایی ، سالیان قبل نوشته شده و در حقیقت امر ، یکی از معروفترین سلسله کتب است که در رابطه به قدرت و پوتانسیل شعور تحتانی انسانها نوشته شده ، و در زمان خویش یکی از پرفروشترین ، نسخه ها بوده است . یکی ار برجسته ویژه گیهای این کتاب ، دراینست که در هیچ یک از برهه زمانی ، متون ان مطرودو کهنه نخواهد شد و برای هر نسل در تمامی مقاطع زمانی و سنین مختلف قابل مطالعه است . اذهان بر اینست که خواندن و مطالعه چندین باره این کتاب ، در حقیقت میتواند رهنمودی باشد برای استفاده از شعور ناخود اگاه و یا شعور تحتانی انسان ، بویژه برای کسانیکه به نحو از افسرده گی وامراض روانی ، رنج می برند . با بکار برد میتود ها و تکنیک ها بر ملا شده درین کتاب توام با ممارست ذهنی ، قرایج کتمان شده و یا قدرت نهان شده ذهن انسانها ، بر ملا خواهد شد وانسان به عجایب زنده گی پی خواهد برد . این کتاب بما میاموزاند که ما استطاعت انرا داریم که به قدرت های فوق العاده دست یابیم که در درون خود ما است و با حصول بر انها میتوانیم به نو سازی ، نضج و تکامل معنوی خویش بپردارزیم . این کتاب بشما میا موزاند که در درون هریک مان چنان قدرت خارق العاده نهفته است که میتواند غیر قابل استفاده باقی بماند و یا بر عکس انسانها به انها دسترسی یابد ، بی جهت نیست که علمای علم روانشناسی و یا ضمیر شناسی گفته اند ، که انسانها فقط قادر اند که صرفا ده فیصد از قدرت معنوی خویشرا استفاده ببرند . علمای بر جسته سخن ، نویسنده گان با قریحه ، سرمایداران ازمند ، هنرمندان پر اوازه ، سخنگویان یونیک ، رهبران گروه های سیاسی ، مذهبی و فرهنگی ، مخترعین ازین قماش عناصری اند که دقیقا توانسته اند ازین شعور تحتانی خود استفاده لازم را ببرند . خواندن این کتاب از ان جهت التزامی است هر عنصری در اثر بکار برد تکنیک و اسالیب ، پرورش ذهن خود که درین کتاب به ان استشارات سودمندی شده ، اورا در رسیدن به اهداف و مقاصد غایی اش رهنمون میشود . موجزاء میتوان اذهان کرد که درین کتاب نشان داده شده ، که انسانها میتوانند به تمامی مقاصد ، اهداف و ارزوهای خود برسد ، مشروط بر انکه به قدرت نهانی شعور خویش انتباه یابند . مقدمه موءلف: این کتاب میتواند معجزه ی را در زنده گی شما خلق کند . من معجزه را در میان همه اقشار مختلف در میان زنان و مردان و اقوام مختلف در سراسر جهان ، دیده ام که بوقوع پیوسته است . این معجزه ها دردرون همه انسانها وجود دارد ، اما مشروط بر اینکه از ان قوت نهانی معجزه اسای که ، در درون شما وجود دارد ، استفاده ببرید این کتاب چنان دیزاین شده که عادت ، ارادت ، قوت ذهن ، شعور و اگاهی شما را ، در رسیدن بمقاصد زنده گی تان ، رهنمون میشود ، کمک میکند تا خواننده این سطور یکی از همانهای باشد که بتواند بعد از مطالعه این کتاب به اگاهی و خود شناسی واقعی و درونمایه های مخیلوی ، قدرت نهانی و یا پوتانسیل های موجود ذهنی خود ، دسترسی و انهارا در فرجام مطیع خود ساخته و در زنده گی اینده خویش تغیرات شگرفی را ببار اورد. ایا شما میدانید ؟ چرا شخصی غمگین و دیگری خوشحال است ؟ چرا شخصی در حالت افسرده گی و نگران حال و دیگری با ارادت و سر حال است ؟ چرا شخصی دارای خانه زیبا و مجلل و دیگری ، در فقر و بد بختی زنده گی میکند ؟ چرا شخصی پولدار و دیگری فقیر است ؟ چرا شخصی خوشبین ، اما دیگری منتفد ، بدبین و کینه توز است ؟ چرا شخصی موفق و دیگری عقیم و ناکام است ؟ چرا شخصی سخنگوی بیمانند و نظریه پرداز بیمانند و دیگری فاقد ان استعداد است ؟ چرا شخصی در حرفه و پیشه خویش موفق و دیگری بدون پیشرفت است ؟ چرا شخصی از عبادت خویش نتیجه میگردو دیگری چیزی بدست نمیاورد ؟ چرا شخصی حلیم ، ارام وبیغرض و دیگری ماجراجو است ؟ چرا شخصی از مرض غیر قابل علاج بهبود میابد و دیگری در اثرمر ض سطحی میمرد؟ چرا بسیار انسانهای شریف ، با وجدان و پاک نفس از زنده گی خود رنج برده و عناصر فاسد بد اخلاق و هرزه از زنده گی خویش لذت میبرند ؟ ایا برای این سوالات پاسخهای وجود دارد یا خیر؟ دلایل که این کتاب را نوشتم : اصلی ترین انگیزه نوشتن این کتاب ، همانا ارزوی باطنی ام بود که به پاسخ سوالات مافوق بپردازم ، خواستم در حل این سوالات انسانهای محروم ، افسرده ، مضطرب و انانی را که در زنده گی خویش محروم هستند ، کمک کنم . من درین کتاب تلاش کرده ام که اساسی ترین حقیقت ذهن انسانرا که متاسفانه بسیاری ها بدان دسترسی ندارند ، بمعرفت انسان ها بگیرم و انها را بزبان ساده ، عام فهم و متداول تشریح کنم میخواهم با اینترتیب بقواعد ، اساسات ، اسالیب و پرنسیپ های قواعد ذهنی ، روشنی به اندازم چون بدون درک این اسالیب ، انسانها به هیچگونه موفقیت ، در زنده گی دست نخواهد یافت و متاسفانه این خزانه معجزه اسا در درون خود انسان کتمان و غیر قابل دسترسی باقی خواهد ماند . مرا ایقان خارایین بدانست که شما انبار و ذخیره گاه بزرگ و غیر قابل انتها در ذهن خویش دارید که با تسلط بر ان خویشتنرا از نگرانی ، بیچاره گی ، علالت ، سر درگمی ، پراگنده گی و افسرده گی ، نجات خوهید داد. این کتاب شمارا به مقاصد نهایی تان رهنمون میشود . رهنمایی های سودمندی را بشما ارایه میکند ، تمامی مشکلات زنده گی تانرا حل کرده و شما را بدینوسیله از اوضاع نا مناسب و اسارت ها ی مختلف بدور ساخته و مسیر ازادی را بشما باز میکند . درک قدرت معجزه ذهن : سالهای بسیار پیشین ، توانستم که خویشتنرا ازو ضعیت چون جبن ، ترس ، بدبینی و کینه جویی بوسیله همین قدرت تفکر تحتانی و یا فدرت معنوی نهان ، نجات دهم . من تمامی روشهای را بکار برده ام که درین کتاب به ان اشاره شده است ، مشروط بر انکه به این قدرت اعتقاد داشته باشید ، چون اعتقاد پایه همه عملکرد های انسانهاست ، تا زمانیکه شما به پدیده ، دین یا مرامی ، اعتقاد نداشته باشید ، هیچ زمانی بدان دسترسی نخواهید داشت . از دوست خویش دکتری پیرمردی ، سپاسگذارم که بمن چنین توصیه کرده بود : او گفت : یک نطفه کوچک ، تمامی عضویت شمارا بوجود اورد ، همان نطفه بود که خون قلب ، چشم و همه وجود شما را ساخت و به شکل کنونی در اورد ، پس او هرچه خواسته باشد میتواند اجرا کند ، همان نقطه کوچک حالا خود شما هستید ، در شکل متکاملتر و رشد یافته تر ان ، همان نقطه کوچک مخترعین را ببار اورده است ، فضا نوردان را ببار اورده است ، در حقیقت همان نطفه کوچک است که بر دنیا تسلط یافته است ، نطفه کوچک یعنی شما ، هر انچه که خواسته باشید اجرا خواهید کرد . همچنان درین کتاب بینظیر خواهد یافت که چرا بعضی از مسایل که خواهش رسیدن انرا دارید قابل دسترسی نیست ، صد ها مرتبت مردمان مختلف جهان از من پرسیده اند که چرا ما برای حصول مطلوب خویش ، علیرغم عبادات فراوان ، به انچه که میخواهیم نمیرسبم این کتاب دلایل انرا روشن خواهد کرد .
ادامه دارد .
|